استراتژی های برندینگ در بازارهای بین المللی

استراتژی های برندینگ در بازارهای بین المللی

استراتژی های برندینگ در بازارهای بین المللی

استراتژی های برندینگ در بازارهای بین المللی

برندینگ دارای پتانسیل چشمگیری در بازاریابی بین المللی است. بینش وسیعی از استراتژی برندینگ به عنوان منبع مزیت رقابتی در بازارهای داخلی و بین المللی وجود دارد .یک برند در یک حس کلی بیانگر اثر مشارکتی تمام فعالیتهای بازاریابی است که تصویر برند را در اذهان مشتریان القا کرده و جاودان می کند و همانطور که” یوویچ “بیان می کند سهم خود را در موفقیت سازمان از طریق ایجاد نقدینگی قویتر و ارزشهای بالاتر برای سهامداران ایفا می کند.

برند به عنوان یک منبع مهم در شرکت می تواند به عنوان یک نقطه مبنای استراتژیک خدمت رسانی کند. می تواند از طریق درک همسویی میان قابلیتهای سازمان و محیط بیرونی به پیشرفتهای تجاری شکل دهد.

عملکرد برند:

در سراسر جهان، هدف اصلی برندگذاری مشابه است. به طور کلی عملکرد برند شامل:

۱- به وجود آوردن ایجاد هویت و آگاهی برند

۲- تضمین سطح معینی از کیفیت، کمیت و رضایت

۳- کمک به تبلیغ

همه این هدف ها هدف نهایی مشابهی را دنبال می کنند: آنهم تحریک به منظور تکرار فروش است.

تصمیمات برندینگ در مقابل نداشتن برند:

بسیاری از محصولات دارای برند هستند ولی این بدین معنا نیست که همه محصولات باید برند داشته باشند. برند سازی یک پیشنهاد رایگان نیست ودارای هزینه های بازاریابی، برچسب گذاری، بسته بندی و…. و رویه های قانونی می باشد.

بدون برند با برند
هزینه ی کمتر تولید شناسایی بهتر
هزینه ی کمتر بازاریابی آگاهی بهتر
انعطاف پذیری بیشتر در کنترل کیفیت وکمیت (یعنی احتمال سختگیری کمتر در کنترل) شانس بیشتری برای تمایز محصول
مناسب برای کالاها (موارد تمایز نیافته) شانس بیشتری برای تکرار فروش
قیمت گذاری حق العمل (یعنی حذف رقابت در قیمت گذاری)
امکان تقاضا سازی با قیمت های غیر قابل انعطاف

برند خصوصی در مقابل برند تولید کننده:

برند خصوصی استراتژی تدافعی است که ضمانت می کند توزیع کننده توسط سایر عرضه کنندگان از میدان رقابت خارج نشود. برای مثال Pondr and Best بعد از دست دادن توزیع کنندگی برند Rolleiflex and Olympus، دوباره با برند خود به نام Vivtar، وارد بازار محصولات عکاسی شد.

توزیع کنندگان می توانند هزینه های ثابت تولید را از طریق خرید محصولات دیگران تبدیل به هزینه های متغیر کنند. محصولات Sperry توسط بیش از ۲۰۰ تولید کننده ساخته می شوند که با این عمل قادر است نقدینگی ذخیره کند و آن را صرف هزینه های تحقیق و توسعه کند.

مهمترین دلیل توزیع کننده بر اصرار استفاده از برند خصوصی، وفاداری برند، قدرت چانه زنی و قیمت می باشد. علی رغم اینکه قیمت های کم تری توسط توزیع کننده و نهایتا توسط مشتریانش پرداخت شده، توزیع کننده هنوز قادر است حاشیه ناخالص بالاتری نسبت به آنچه که تولید کننده پیشنهاد می دهد دریافت کند. توزیع کننده ممکن است خواهان پرداخت هزینه های متغیر به تولید کننده باشد اما خواهان پرداخت کل هزینه های ثابت تولید کننده نیست. توزیع کننده ممکن است تنها حاضر به پرداخت هزینه های تولید، نه هزینه های تبلیغات باشد. زیرا توزیع کننده نفعی حاصل از حسن شهرت برند تبلیغ شده تولید کننده، نمی برد.

در واقع تولید کنندگان نمی توانند برندهای خصوصی را به عنوان یک رقیب ساده فرض کنند. زیرا خرده فروشانی که برندهای خصوصی را به کار می گیرند هم نقش مشتری هم نقش رقیب را همزمان بازی می کنند.

برند محلی در مقابل برند جهانی:

هنگامی که یک تولید کننده تصمیم می گیرد برند خودش را بروی محصولاتش بگذارد مشکل به همین جا ختم نمی شود اگر این تولید کننده در سطح بین الملل هم فعالیت داشته باشد، احتمال لزوم تغییراتی در برند وجود خواهد داشت.

برند واحد برای کل جهان معروف به برند بین المللی، جهانی یا سراسری می باشد. برای این که یک برند جهانی باشد، عموما مجموعه ای از ویژگی ها و مزایا مشترک در همه ی بازارهایی که به فروش می رسد را باید داشته باشد.

مزایای برند جهانی:

-۱ ایجاد شخصیت واحد و تقویت تصویر ذهنی

-۲ نفوذ بیشتر در بازار

-۳ کاهش هزینه های بازاریابی و بویژه تبلیغات و ایجاد وحدت رویه بازاریابی(همگرایی بازاریابی)

-۴ توسعه برند راحتتر

تعداد قابل توجهی از تبلیغات به جای اینکه برند را بر اساس یک فرهنگ محلی یا خاص موضع دهی کنند، مصرف کننده را بر اساس یک فرهنگ جهانی در نظر گرفته اند و برند را بر این اساس موضع دهی کرده اند.

این نوع موضع دهی زمینه ساز ایجاد مگا برندها می باشد.

یک مگا برند باید حداقل در پانزده کشور از پنجاه کشوری که ۹۵ درصد خروجی اقتصادی جهانی را به خود اختصاص داده اند در دسترس باشد.

باید تحت همین نام حداقل در سه دسته محصول مختلف در سه منطقه یا بیشتر به بازار عرضه شود.

در مجموع استراتژی استفاده از یک برند واحد در سراسر جهان برتری یا نقصانی نسبت به استفاده از برندهای چندگانه محلی ندارد.

هر استراتژی شایستگی خود را دارد و کارکردهای مفید مرتبط با خودش را ارائه می دهد. این جایی است که قضاوت مدیریتی وارد صحنه میشود.

نقش حیاتی و مهم بازاریابی این است تا حد امکان جایگاه و تصویر شفاف و انگیزشی از برند ارائه کند. در بسیاری از موارد، انجام دادن این کار به معنای تاکید و برجسته نمودن جنبه های مثبت استفاده ،مصرف و یا تعامل با برند است.

به عبارت دیگر، این کار مستلزم متمایز نمودن برند با کمک شخصیت و جایگاهی که از خود به تصویر می کشد. بسته به نوع برند و بازاری که در ان فعالیت می کند، فعالیت ها و اقدماتی که در این خصوص مورد نیاز است، متفاوت خواهد بود، اما تمام اقدامات و کارها باید در جهت یک هدف نهایی صورت گیرند؛ ان هدف عبارت است از ایجاد پیوستگی عاطفی قدرتمند با مصرف کنندگان.

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تائید دیدگاه فعال است. دیدگاه شما ممکن است کمی طول بکشد تا ظاهر شود.